| دوشنبه دهم فروردین 1388 - [13:12] |
سوژه ات می کنم،
بهترین قصه ام میشوی؟
بین مردمان نجس و آسمان وحشی
تو سوپر استارتر از هرسوره ای.
.
هرچه بیشتر چاهت را بکنند
آسمانت عمیمق تر میشود.
نترس!
وعده ی ما ته چاه.
.
فقط...
خوابهایت را لای پیراهنت قائم کن
حسودان که دهانشان طعم خون می گیرد
بی چاره شیطان، طفلی گرگها!
|
توسط : شاعر مرده
|
| دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 - [20:36] |
مرا چگونه میبینی
پرپرکی و راه راه ؟
از پشت میله های روغن زده
و چتری های کوتاه
.
الحق !
که زندان برازنده ی
قاتل است
و اینچنین آزادی
آغاز مرگ.
|
توسط : شاعر مرده
|
| یکشنبه یازدهم اسفند 1387 - [14:0] |
| یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 - [12:24] |
| پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 - [3:40] |
پائیز می بارد و چتری که نیاورده ام غافلگیری نداشتیم این توفان لعنتی وسط چشم های تو چه می کند؟ . از عهده ی همه ی فصل ها بر نمی آیی؟! باشد... پائیز فقط مال تو . امروز هوا اگر خوب باشد پیاده روی تا فتح تمامی کوچه پس کوچه ها و اگر ابری گوشه ی دنجی پناهمان خواهد داد با کمی چای وقهوه تکلیف هوا را مشخص کن. . 1.لطفا". 2.برگ زردم نکنی به دست باد بسپاری ام. 3.وقتی می باری تو خیس تر می شوی یا من؟
|
توسط : شاعر مرده
|
| دوشنبه ششم آبان 1387 - [16:51] |
گیس گلابتون ها همیشه می خندند
حتی اگر نه ، به دستور کار گردان.
.
نقش زیبایی است
به تو می آ...نه، تو به او می آیی.
.
بیشتر از اینها بخند
اینطوری پرده نمی افتد
.
به دل نمی نشیند اینطوری،
سکوت منتظر لبخند است...
|
توسط : شاعر مرده
|
| یکشنبه سوم شهریور 1387 - [1:31] |
نخورده
تلو خورده...
42درصد مديون چشمهايتم...
.
دستانت را شكر،
چشمانت را سپاس،
لبهايت را درود...
.
معماري كه فقط خراب كني؟
|
توسط : شاعر مرده
|
| شنبه بیست و نهم تیر 1387 - [2:9] |
حیوانیت در حیوانیت
آینه کن چشمهایت را در چشمهایم،
به حد اعلی برسد پستی
۰
چه پنهان؟
_ که عاشقی از تشنگی تن است؟
وا بده
یگانه خدای بی حاصلم ،
وا بده...
۰
بخند به او که به یگانگی خود می نازد
بگذار دلش خوش باشد
که آسمانها و زمین مال اوست
وا بده...
ما همه فرزندان قابیلیم.
|
توسط : شاعر مرده
|
| دوشنبه دهم تیر 1387 - [19:16] |
عاقبت میدزدد تو را از من
با ترکیبی از لبخند و نگاه
بی آنکه فریاد بزنم:
ـ آی دزد! برد زندگی ام را...
سریع وتند
چه ساده خر می شوی.
*
قلبم آژیر میکشد
بوم
بوم
بوم
*
ـ آی...
|
توسط : شاعر مرده
|
| شنبه یکم تیر 1387 - [2:13] |
طوری نگاه میکنی که نمیشود عاشقت نشد،
نمیشود این شوکران لعنتی را سر کشید
تا انتها ـ
تاب آورد و نمرد.
-وای اگر در سیاهی موهایت گم شوم...
۰
چه سری ،چه دمی ،عجب پایی!
- عرعر کن کلاغ زشت.
|
توسط : شاعر مرده
|
| سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 - [3:0] |
بلرز...
در چشمم،
جایی درون دهانم،
لای دندان هایم.
تقلا چه فایده؟
ـ تسلیم شو آهوی نازم
وقتی گرگ می شوم از خودم می ترسم
ـچه برسد به تو.
|
توسط : شاعر مرده
|
| شنبه هجدهم خرداد 1387 - [4:22] |
خواب است خدا
یک امشب را نخواب
-بت بزرگ-
تمام آسمان به پایت خواهد افتاد
ستارگان-ماه
بی کرانگی،پادشاهی،خدایی لایق توست
-بت بزرگ-
۰
نوبت توست اهوره ی حوائج
خدایی کن بر من
سخاوتت را.
|
توسط : شاعر مرده
|
| چهارشنبه هشتم خرداد 1387 - [2:3] |
فقط یکبار که حواست نباشد،
گا ز زده ی سیب دیگری را گاز میزنم،
با اشتها،پر هوس،بی وجدان.
۰
تو را که می نوشم دیگر گیج نمی شود
چشمم در چشمت،
جستجو نمی کند تنه ات را
این دست کنجکاو بهر سیبی.
- تمام عمر کال بودی-لعنتی-
۰
گفتم حواست که نباشد...هنوز که نه!
-حواست جمع باشد.تو را بخدا حواست جمع باشد!
|
توسط : شاعر مرده
|
| پنجشنبه دوم خرداد 1387 - [2:15] |
سجده ای بر لبهایت مسح روی بی کرانگی اندامت خلسه ای توام با درد . لامپها که خاموش میشود مرا بنده خود می کند خدای آتشکده ی تنت .
|
توسط : شاعر مرده
|
| یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 - [19:5] |
چه میدانی جهانی متروکم
معلق به تار موهایت
که: دور چشمهایت می چرخم
شانه نکن لعنتی !
زلزله ...ویرانی...متروکترم میکنی.
۰
قدری بخند این
جهان ناآرامم ـ کمی ـ
محتاج آرامش است.
۰
|
توسط : شاعر مرده
|
آرشیو مطالب
فروردین 1388
آرشیو موضوعی
شعر کثیف
دوستان
طراحی وب سایت
پیوندهای روزانه
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ