| شنبه بیست و نهم تیر 1387 - [2:9] |
حیوانیت در حیوانیت
آینه کن چشمهایت را در چشمهایم،
به حد اعلی برسد پستی
۰
چه پنهان؟
_ که عاشقی از تشنگی تن است؟
وا بده
یگانه خدای بی حاصلم ،
وا بده...
۰
بخند به او که به یگانگی خود می نازد
بگذار دلش خوش باشد
که آسمانها و زمین مال اوست
وا بده...
ما همه فرزندان قابیلیم.
|
توسط : شاعر مرده
|
| دوشنبه دهم تیر 1387 - [19:16] |
عاقبت میدزدد تو را از من
با ترکیبی از لبخند و نگاه
بی آنکه فریاد بزنم:
ـ آی دزد! برد زندگی ام را...
سریع وتند
چه ساده خر می شوی.
*
قلبم آژیر میکشد
بوم
بوم
بوم
*
ـ آی...
|
توسط : شاعر مرده
|
| شنبه یکم تیر 1387 - [2:13] |
طوری نگاه میکنی که نمیشود عاشقت نشد،
نمیشود این شوکران لعنتی را سر کشید
تا انتها ـ
تاب آورد و نمرد.
-وای اگر در سیاهی موهایت گم شوم...
۰
چه سری ،چه دمی ،عجب پایی!
- عرعر کن کلاغ زشت.
|
توسط : شاعر مرده
|
آرشیو مطالب
فروردین 1388
آرشیو موضوعی
شعر کثیف
دوستان
طراحی وب سایت
پیوندهای روزانه
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ