این قلب مال توست یا یک گنجشک ترسیده؟
...............................
الهی من فدات.الهی من فدات
این شعرهای برای تو و قصه هام فدای تو.همه فدای تو.بزودی
.................................................................
نظر به رای دوستان این وبلاگ بر خلاف میلم حذف نمی شود بلکه تنها بصورت برگه ای بدون امکان نظردهی باقی می ماند
و نان دشمنتان-هرکه باشد-آجر باد
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:58  توسط شاعر مرده
اسطقس علی اسطقس ها:
عاقبت از زخم هایت
راهی
بدرونت می یابم.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 19:45  توسط شاعر مرده
|
سوژه ات می کنم،
بهترین قصه ام میشوی؟
بین مردمان نجس و آسمان وحشی
تو سوپر استارتر از هرسوره ای.
.
هرچه بیشتر چاهت را بکنند
آسمانت عمیمق تر میشود.
نترس!
وعده ی ما ته چاه.
.
فقط...
خوابهایت را لای پیراهنت قائم کن
حسودان که دهانشان طعم خون می گیرد
بی چاره شیطان، طفلی گرگها!
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 13:12  توسط شاعر مرده
|
انقدر مهم بودی؟
حتی حوصله ی مسواک زدن هم
. ندارم
+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:26  توسط شاعر مرده
|
،قصه ی جدید نخواهد بود
،باز یکی بود و یکی نبود
...ناقص
+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 12:24  توسط شاعر مرده
|
مرا چگونه میبینی
پرپرکی و راه راه ؟
از پشت میله های روغن زده
و چتری های کوتاه
.
الحق !
که زندان برازنده ی
قاتل است
و اینچنین آزادی
آغاز مرگ.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:36  توسط شاعر مرده
|
تک به تک حروف
مو به موی نگارشش
من لابلای اسمت
عشق بازی می کنم
" هرشب"
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط شاعر مرده
|
بی حواس
گیج و گنگ
قلم در شراب زد و تو را کشید
آفریدگارت را لعنت...
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 12:24  توسط شاعر مرده
|
پائیز می بارد
و
چتری که نیاورده ام
غافلگیری نداشتیم
این توفان لعنتی وسط چشم های تو چه می کند؟
.
از عهده ی همه ی فصل ها بر نمی آیی؟!
باشد...
پائیز فقط مال تو
.
امروز هوا اگر خوب باشد
پیاده روی تا فتح تمامی کوچه پس کوچه ها
و اگر ابری
گوشه ی دنجی پناهمان خواهد داد با کمی چای وقهوه
تکلیف هوا را مشخص کن.
.
1.لطفا".
2.برگ زردم نکنی به دست باد بسپاری ام.
3.وقتی می باری تو خیس تر می شوی یا من؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 3:40  توسط شاعر مرده
|
گیس گلابتون ها همیشه می خندند
حتی اگر نه ، به دستور کار گردان.
.
نقش زیبایی است
به تو می آ...نه، تو به او می آیی.
.
بیشتر از اینها بخند
اینطوری پرده نمی افتد
.
به دل نمی نشیند اینطوری،
سکوت منتظر لبخند است...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:51  توسط شاعر مرده
|